روزی که محمد خاتمی پای به عرصه انتخابات ریاست جمهوری گذاشت به خوبی می دانست که در چه مسیری قدم گذاشته است. آنچه رخ داد اما ناشکیبایی جامعه ای بود که هنوز جایگاه فرهنگ و مدنیت نهادینه شده در زندگی را نمی دانست. جامعه ای که تا آن روز عادت کرده بود که به جایش تصمیم بگیرند، غذایش دهند، بزرگش کنند و نگهداری اش کنند. سالها طول کشید تا سیاست گفتمان مدنی در جامعه جای پای محکمی پیدا کند.
محمد خاتمی پیروز شد و قدم به کاخ ریاست جمهوری گذاشت شاید با این تصور که آنها که او را انتخاب کرده اند جایگاه مدنیت و گفتمان و تعقل را به خوبی می دانند. به همین دلیل بود که هم زمان با بنیان گذاشتن نهادهای مدنی تصمیم گیرنده در جامعه ایرانی، به عنوان پیشرو در جهان گفتگوی تمدنها را بنیان گذارد. خاتمی آن روزها چنان با مدنیت اخت شده بود که توان این را داشت که طرحی اینچنینی را در سازمان ملل مطرح کند، طرحی که توسعه یافته ترین دولتها هم آن را طرح نکرده بودند. خاتمی گامی بزرگ به سوی صلح و حفظ حقوق بشر برداشت اما متاسفانه جامعه ایرانی استفاده کمی از این نخبه بزرگ جهان کردند. شاید علت این بود که خاتمی جایگاه ترتیبی نیازهای بشر را به فراموشی سپرده بود. مدنیت و رفع نیازهای تعالی زمانی برای بشر حائز اهمیت می شود که نیازهای ابتدایی فیزیولوژیک، امنیتی و اجتماعی او برآورده شده باشد. مردم ایران آنچنان تحت تاثیر نیازهای اولیه فیزیولوژیکشان بودند که حتی تعقل نکردند تا کاهش تورم را به نزدیک ده درصد درک کنند. آنها از خاتمی می خواستند که در 8 سال نه تنها مایحتاج خانه های یک به یکشان را تامین کند بلکه کشور آنها را به سمت یک تامین اجتماعی گسترده پیش برد. و چنین شد که شعارهای عوام فریبانه دیگران توانست بر صداقت و مدنیت چیره شود.
امروز اما 12 سال از آغازین روزهای حضور خاتمی می گذرد و آنچه او به دنبال آن بود کم کم به گُل نشسته است. انتخابات امسال، سوای آنکه نتیجه اش چه باشد، نشان داد که جامعه ما علیرغم خواست زورمداران روی به تعقل آورده است. جایگیر شدن شبکه های مردم نهاد غیر دولتی آرام آرام در جامعه خود را نشان داد. اصلاح طلبان نشان دادند که گفتمان را مقدم بر مشاجره می دانند. به خوبی ثابت کردند که جامعه و دسته بندی های آن را می شناسند. نحوه برقراری ارتباط در جامعه را علیرغم نداشتن بزرگترین رسانه، صدا و سیما، خوب می دانند. آنها ثابت کردند که حامیان آنها به تعقل روی آورده اند و یک به یک آنها آماده دفاع منطقی از مواضع کاندیدای خود هستند؛ مباحثه را بلدند و آمار را می شناسند و آماده توضیح دادن همه نمودارهای رسمی و صحیح هستند. تفاوت تورم 15 درصد را با 25 درصد درک می کنند و توضیح آن را برای افرادی که دانش کمتری دارند بلدند.
همه اینها تمرین مدنیت بود. ملت ما نشان دادند که برقراری رابطه، آرامش، دوست بودن با دشمن، کسب دانش بیشتر و شادی مدنی را آموخته اند. امروز هم که نباشد فردا حتما این ملت نهادهای مدنی را بنیانگذاری خواهند کرد و چه زورمداران بخواهند و چه نخواهند دموکراسی، دانش و دوستی در این کشور نهادینه خواهد شد.
خاتمی عزیز، نام شما به بزرگی نام کوروش و گفتمان مدنی تان به درخشش منشور حقوق بشر او در تاریخ ایران و جهان خواهد ماند.
پی نوشت: در این لحظه ایرنا اعلام کرد که 69 درصد آرای شمارش شده از آن احمدی نژاد است اما من ایمان دارم که مشارکت بالای 70 درصدی این جامعه مدنی میرحسین موسوی را بر مصدر ریاست جمهوری خواهد نشاند و ما شنبه شبپیروزی مدنیت در کشور را جشن خواهیم گرفت.